تبليغاتX
سلاله النبی
سلاله النبی
آه می کشم تو را با تمام انتظار ×××پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار
دل در جوشش ناب عرفه وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات جاری می شود . آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا بخود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه از دست داده اند . دل بیقرار روح عرفات ـ حضرت اباعبداله الحسین ( ع ) - شده است . پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت تصویر می دهد و این صحرای عرفات است که با کلمات روحبخش دعای عرفه امام حسین ( ع ) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش میکند .

هنا وقف الإمام الحسين عليه السلام يوم عرفة يخاطب ربه

اشک و زمزمه ما را نیز بپذیر ای خدای عرفه 

خدایا چنان کن که از تو بیم داشته باشم . انچنان که گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار کن . اما بخاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز . مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد و در تقدیرات خیر و برکت بمن عطا فرما .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط سلاله |

 

                                   بندی به پای دارم و باری گران به دوش

                                                     در حیرتم که شهره به بی بند و باریم !

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط سلاله |

تا زمان را نشناسیم

هرگز امام زمان (عج) را نخواهیم شناخت .

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم آبان 1388 توسط سلاله |
 

 يك خدا حافظي ساده  و اين همه سال انتظارِ ديدار دوباره !؟

 يادت هست روز آخر ... قبل از وداع را  !؟

 با اون روپوش سبز چه زيبا و ملكوتي شده بودي !

داخل شبستان مسجد با هم سرود ميخونديم

 تو تكخون گروه بودي  : گلبرگ سرخ لاله ها ، در كوچه هاي شهر ما ، بوي شهادت ميدهند .

سالها  از آن روز مي گذرد و ما همچنان منتظر! ... خبري ... استخواني ... پلاكي ... نشانه ای ...

كجا ...؟

در كدامين دشت ...؟  كدامين كانال...؟ كدام خاكريز ...؟

در كدام معبر راه به آسمان بردي ؟

حسين عزيز ...

دوباره تو را خواهم دید ؟ 

برای حسین اسفرجانی - دوست مفقود الاثرم

پی نوشت :

۱- خدا خیر دهد صاحب این وبلاگ را که دیدن این عکس او مرا به این حال و هوا برد .

۲- نوشتن کامنت برای این پست فقط مخصوص تو باشد . راهش را که میدانی !؟

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388 توسط سلاله |

... خون دلها خورده ايم

نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مهر 1388 توسط سلاله |
قالب وبلاگ