تبليغاتX
سلاله النبی

سلاله النبی

آه می کشم تو را با تمام انتظار ×××پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار

مشهد برای عشق شروعی مجدد است

باز هم مشهد مسافرها هیاهوی حرم

یک نفر فریاد زد: آقا به دادم می رسی ؟

پ.ن۱: اللهم صل على محمد وال محمد الحمد لله الذي اشهدنا مشهد اوليائه في رجب واوجب علينا من حقهم ما قد وجب وصلى الله على محمد المنتجب وعلى اوصيائه

پ.ن.۲: نایب الزیاره دوستان در دار الضیافه مشهد خواهم بود . ان شاء الله

پ.ن ۳ : اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره

حسن ختام : جانم فدایت آقا

مسیحا نفس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 15:45  توسط سلاله  | 

کوفه

كوفه نه يك قطعه از زمين كه يك جغرافياي فرهنگي و كوفي گري يك فرهنگ در دل تاريخ است . عهد بستن و عهد شكستن ،‌ وعده دادن و ميدان تهي كردن ، نفاق و دورويي صفات مردمان اين فرهنگ است و در اين ميان ما نيز اهالي همين فرهنگ و مرام  ،‌ ما را نيز عهدي است با خدايمان آنجا كه از ما عهد گرفتند كه :"  أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ _ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ " *عهد بستيم كه نه بنده و برده شيطان كه عبد پروردگارمان باشيم كه نشديم و... و بخود آمديم و ديديم كه كوفي شده ايم ، صراط مستيقم و دليل راه را رها كرديم و مولايمان تنها شد ... به تعبير دقيقتر : ما تنها شديم . و امام روزگارمان ماند و ياراني كوفي چون ما و احوال مولايمان به تعبير جد  بزرگوارش _ امام علي عليه السلام _ : "صاحب هذاالامر الشريد الطريد الفريد الوحيد"  صاحب اين امر، آواره، طردشده، توسط مردم و يگانه و تنهاست! **
آقا! اين همه بى‏ادبى و بى‏حرمتى، كم‏توجهى، كم‏عنايتى و كم‏اهميتى ما نسبت به خودت را بر ما ببخش! آقاى من! ما را ببخش كه بدجورى اهل كوفه شده‏ايم!

آقا جان :نگرانيم ،‌ نگران اينکه ما نيز مشمول اين كلام مولا شويم كه هنوز در دل تاریخ می پیچد: افسوس ای کوفیان! شما وسیله ای نیستید که بشود به آن اعتماد کرد و نه یاوران عزیزی که بتوان به دامن آنها چنگ زد! شما بد نیروهایی در افروختن آتش جنگ هستید، نفرین بر شما. چقدر از دست شما ناراحتی کشیدم...."***

يا ايها العزيز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعُه مزجاه فوف لنا الكيل و تصدق علينا انّ الله يجزى لمتصدقين.

پ. ن 1 :

·         * سوره يس  آيات 60 و61

·         ** (بحارالانوار / ج 51 ص 120)

·         *** نهج البلاغه (خطبه 125)

پ.ن 2: اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 12:15  توسط سلاله  | 

لما فرغ امير المومنين من دفن فاطمه......»

 

اَلــسَّــلامُ عــَلـَيــْكِ يــا ســــَيّــِدَةَ نـِسـاءِ العـالَمـيـن اَلـسَّـلامُ عَـلـَيْكِ يا والِـدَةَ الْحُجُجِ عَلَى النّاسِ اَجْمَعينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمَظْلوُمَةُ الْمَمْنوُعَةُ حَقُّه،اَللّهـُمَّ صـَلِّ عَلى اَمَتِكَ وَابـْنـَةِ نـَبـِيِّكَ وَ زَوْجـَةِ وَصـِىِّ نـَبـِيِّكَ صَلوةً تَزْلفُه فَوْقَ زُلْفى عِبادِكَ الْمُكْرَمينَ مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَاَهْلِ الارَضَـين

برامامان هم امامت میکنی

«لما فرغ امير المومنين من دفن فاطمه......»

وقتي علي از دفن فاطمه عليها سلام فارغ شد گويا کوه حزن و اندوه در دل آن حضرت راه يافت و در حالي که يکسره گريه مي کرد کنار قبر فاطمه نشست.......   و اين ابيات و زمزمه مي کرد:

لکل اجتماع من خليلين فرقة وکل الذي دون الفراق قليل

و انّ افتقادي فاطمه بعد احمد دليل علي ان لا يدوم خليل

براي هر دوستي جدايي و فراقي است و اين دوريها و فراق است که پايان ناپذير است.فقدان فاطمه بعد از رحلت پيامبر ص تنها دليل براي کوتاه بودن دوستي ها است .

ما لي وقفت علي القبور مسلما قبر الحبيب فلم يرد جوابي

ا حبيب مالک لا ترد جوابنا انسيت بعدي خلة الاحبابي

چه شده در کنار قبر تو سلام مي کنم ولي جوابي نمي شنوم؟

اي حبيب چه شده که جواب ما را نمي دهي؟ آيا دوستي هامان فراموش شده؟

حبيب ليس يعدله حبيب و ما لسواه في قلبي نصيب

حبيب غات عن عيني و جسمي و عن قلبي حبيبي لا يغيب

(زهراي من ) دوستي بود که هرگز دوست ديگري جاي او را نخواهد گرفت و غير از او در دل من کسي جايي ندارد.

زهراي من دوستي بود که در ظاهر از ديده و جسم من پنهان است ولي از دلم هر گز غايب و جدا نيست.

يقولون ان الموت صعب علي الفتي مفارقة الاحباب و الله اصعب

گويند که از دست دادن جوان سخت است ولي سخت تر و دشوار تر از آن به خدا جدايي و از دست دادن دوستان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:12  توسط سلاله  | 

 

        کلامی ازچشمه سارعرفان- مرحوم ایت الله بهجت

در راستای عشق به امام زمان (عج)

 امام زمان (عج) (عینُ النّاظره و اُذُونُه اسّامِعَه و الِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه: چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادۀ خداوند) است. [در محضر بهجت: 1/22]

در رؤیت امام (علیه السلام) مقابله و محاذات شرط نیست؛ بلکه هر جا نشسته، بر اََرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و ما بینهنَّ اِشراف دارد. [در محضر بهجت: 1/41]

سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! [ در محضر بهجت: 1/91]

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود. [در محضر بهجت:1/102]

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیه السلام) بهتر از تشرّف باشد. [در محضر بهجت: 1/187]

ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم.

باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد. [در محضر بهجت: 1/311]

دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است. [در محضر بهجت: 1/363]

در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد! [در محضر بهجت: 1/247]

با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظرۃ است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟! [در محضر بهجت: 1/89]

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی ـ هر چند ضعیف ـ خدمتش می فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم! [در محضر بهجت: 1/364]

علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد. [در محضر بهجت: 2/421]

انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست! [در محضر بهجت: 2/366]

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! [در محضر بهجت: 2/366]

خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت  غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات. [در محضر بهجت: 2/18]

آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمانها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عج) دعا کنیم؟!                  [در محضر بهجت:2/38]

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.[ در محضر بهجت: 2/101]

افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند! [در محضر بهجت:2/118]

هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک! [در محضر بهجت:2/133]

 امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤمن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد. [در محضر بهجت:2/179]

قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست! [در محضر بهجت: 2/179]

اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود! [در محضر بهجت:2/188]

اگر به قطعّیات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است. [در محضر بهجت: 2/250]

به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه [در محضر بهجت: 2/324]

آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟! [در محضر بهجت:2/369]

 [ائمه (علیه السلام)] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید! [در محضر بهجت:2/400]

تا رابطۀ ما با ولیّ امر امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است. [فیضی از ورای سکوت:65]

روایت دارد که در آخر الزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است. [گوهرهای حکیمانه : 115] چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد! [نکته های ناب: 90]

هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] ـ که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است ـ نیستیم! [در محضر بهجت:2/27]

از گناه ما و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت [حضرت حجّت (علیه السلام)]، هزار سال در بیابان ها دربه در و خائف است! [در محضر بهجت:2/44]

هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد. [در محضر بهجت: 2/119]

خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم! [در محضر بهجت: 2/120]

با این که ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ما است ـ به خلاف ظهور و فرج عمومی ـ با این حال چرا به این اهمّیت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم؟! [در محضر بهجت: 2/134]

کار آفتاب، اِضائه [نورافشانی] است هر چند پشت ابر باشد. حضرت صاحب (عج) هم همین طور است، هر چند در پس پردۀ غیبت باشد‍!..... چشم ما نمی بیند، ولی عده ای بوده و هستند که می بینند و یا اگر نمی بینند، ارتباطی با آن حضرت دارند.[در محضر بهجت:2/134]

آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟! [در محضر بهجت:2/181]

ای کاش می نشستیم و دربارۀ این که حضرت غائب (علیه السلام) چه وقت ظهور می کند، با هم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم! [در محضر بهجت: 2/188]

اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟! [در محضر بهجت: 2/256] با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها ـ اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی ـ می توان به آن واسطۀ فیض [حضرت حجّت (علیه السلام) ] رجوع کرد. [در محضر بهجت:2/271]

  حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هرکس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید! [در محضر بهجت:2/299]

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان.... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه. [در محضر بهجت: 2/347]

سؤال: این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید به این سعادت نائل شوم! جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش. [به سوی محبوب: 59]

82. ما طلاب باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم یک امضا و تأییدی از مولایمان حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) بگیریم؟! یعنی چگونه درس بخوانیم، و چگونه رفتار کنیم، که مولایمان ما را امضا و تأیید کند؟! [ بهجت عارفان: 202]

بازنویسی شده)خداوندانشاءالله شفاعت آن عارف وارسته رانصیب مابگرداند-شادی روحش صلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:42  توسط مهدی صابری  | 

باسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما

می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420

فیلم نماز صبح آیت الله العظمی بهجت رمضان 1382

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 17:49  توسط سلاله  |