تبليغاتX
سلاله النبی

سلاله النبی

آه می کشم تو را با تمام انتظار ×××پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار

رتبه قبولی

 

 

آقا گفت :  فکر می کردم شما سه تا را تو نماز جمعه  ببینم

-         آخه آقا ، می دونین ما نمیتونیم بیایم ، باید درس بخونیم ، کنکور داریم

         - کنکور یعنی چی ؟

-    آقا یک امتحان سخت . بین همه هست ، همه سال آخری ها ، باید رتبه مون خوب بشه تا قبول بشیم ، باید زحمت کشید ، سخته ، خیلی باید زحمت کشید تا رتبه خوب بشه ، از همه چیز امتحان می گیرن . باید تو همه چیزها آدم قوی باشه تا رتبه اش خوب بشه ، اگه رتبه مون خوب نشه قبول نمی شیم آقا .

   آقا به دقت به حرفهای کورش گوش می کرد حتی آنها را زیر لب تکرار می کرد (( یعنی یه امتحان سخت ...  اگه رتبه مون خوب نشه قبول نمی شیم آقا ... آقا .... یا سیدی ...اگه رتبه مون خوب نشه قبول نمی شیم ))

بعد آقا یه دفعه زد زیر گریه . علی هم انگار با سیم وصل شده باشه به آقا شروع کرد به گریه کردن .

آقا همین جور پشت سر هم می گفت :

-    باید رتبه مون خوب بشه ، ما آبرو داریم ... اگه رتبه بد بشه ، آبرو میره ...سخته ...همه سال آخری ها هستن .... بغضش رو نیمه کاره خورد .

به تک تک ما نگاه کرد ، انگار می خواست رازی رو به ما بگوید . بعد گفت : ثلاث مائه و ثلاث عشر .... به فارسی میشود ؟

-         علی زودتر از ما دو تا گفت: سیصد وسیزده آقا

-         بله ، احسنت ، سیصد وسیزده صحیح است .

 

-    رفقا ، آدم باید رتبه اش کمتر از سیصد وسیزده بشه ، وگر نه آبرویش می رود . خیلی ها دارند زحمت می کشند ، به این سادگیها نیست ...

 

بغض کرده بود و فریاد می کشید . لحنش به دعوا می زد :

 

 آدم بمیرد بهتر است از اینکه رتبه اش بد شود ... اگه قرار است رتبه مون بدتر از ثلاث مائه ... بدتر از سیصد وسیزده شود . بهتر است آدم بمیرد . خفت داره ...

 

آقا از حال رفت و ......

 

 

بر گرفته از کتاب ناصر ارمنی  نوشته رضا امیر خانی

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 13:30  توسط سلاله  | 

ببار ای باران

چقدر سیاه شده ایم !

تا باران چقدر مانده است ؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 11:10  توسط سلاله  | 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

 

امشب زمین حرف بزرگی را به لب دارد 

امشب زمین خورشید بر لبهای شب دارد 

در مکه امشب مردم از خوبی خبر دارند 

در مکه امشب باید از گل پرده بردارند 

او خواهد آمد در سیاهی نور خواهد ریخت 

از دستهای مکه شب را دور خواهد ریخت 

مردی که آن سوی ستایش می تواند بود 

مردی که پیش از فرصت بودن ((محمد)) بود  

 

سیمای پیامبر اسلام در قران کریم  :

 

·        وجود پیامبر منتی بود بر بشریت ( من ﱠالله علی المومنین )

·        رحمتی بود برای هستی ( رحمه للعالمین )

·        الگوی ابدی نسل بشر ( فی رسول الله اسوه حسنه )

·        گواه وشاهدی بود برای تمام انبیاء ( جئنا بک علی هولا ء شهیدا )

·        دارای صفات الهی است ( رئوف رحیم )

·        اگر به مکه قسم می خورد به خاطر حضور پیامبر در آنجاست ( لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد )

·        اگر ما یک لحظه برای او صلوات می فرستیم  خداوند و فرشتگانش دائما بر او صلوات می فرستند ( ان الله و ملائکته یصلون علی النبی )

·        خداوندی که دنیا را اندک و قلیل می شمرد (متاع الدنیا قلیل ) خلق پیامبر را عظیم می داند ( انک لعلی خلق عظیم )

·        آنچه بر او نازل شده هرگز فراموش نمکند ( سنقرئک فلا تنسی )

·        نزدیک ترین فرد هستی به ذات مقدس خداوند است ، تنها در مورد او این آیه نازل شده است (( ثم دنی فتدلی )) یعنی نزدیکتر و نزدیکتر شد

·        در گفتار معصوم است و هرگز از روی هوی و هوس سخنی نگفته است ( ما ینطق عن الهوی )

·        در نگاه معصوم است و چشم او به انحراف نرفته است ( ما زاغ البصر )

·        قلب و روح او معصوم است و هرگز به خطا نرفته است ( ما کذب الفواد ما رای )

·        نام او بارها در قران در کنار نام خداوند آمده است :

عزت برای خدا ورسول است ( ولله العزه و لرسوله )

از خدا و رسول اطاعت کنید ( اطیعوا الله و اطیعوا الرسول )

دعوت خدا و رسول را اجابت کنید ( استجیبوا لله و للرسول )

خدا و رسول را یاری کنید ( ینصرون الله و رسوله )

از معصیت و اذیت خدا و رسول دوری کنید ( و من یعص الله و رسوله )  ( الذین یوذون الله و رسوله )

 

·        تغییر قبله برای رضایت اوست  ( قبله ترضاها )

·        خداوند به او می فرماید در آینه قدر به تو آنقدر عطا می کنم که راضی شوی ( و لسوف یعطیک ربک فترضی )

·        به تو کوثر عطا کردم ( انا اعطیناک الکوثر )

·        تو را از شر مردم حفظ کردم ( و الله یعصمک من الناس )

·        از حالات مختلف تو آگاهم  ( یا ایها المزمل ) ( یا ایها المدثر )

·        اهل بیت تو را از هرنوع پلیدی و آلودگی پاک نگه می دارم  ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت )

 

 

پی نوشت

مطلب رسول خوبیها را قبلا در وبلاگ گروهان نجف درج کرده بودم که بلحاظ زیبایی مطلب و تناسب آن با این ایام خجسته با اجازه دوستان خوبم در گروهان نجف در این پست قراردادم  

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 0:29  توسط سلاله  | 

چه جمعه ها که شنبه شد

 

 

مولای من

از آن زمانه تودیع امام عسکری  (علیه السلام )

تا این هزاره غیبت ، ما به انتظار ظهور شماییم یا شما به انتظار ظهور ما !؟

مولا !

می دانم که تو برای ظهور ما دعا می کنی !

برای ظهور مردان آخر الزمانی خویش

آقا !

 برای حضور در محضرت

برای آمادگی ما

 برایمان دعاکن

 

بیا و ختم کن به چشمهایم انتظار را

 

اى منتهاى صبورى،
آنگاه كه مى‏رفتى گفته بودى كه جمعه روزى خواهى آمد.
از آن روز ، همه جمعه‏ها را پاس داشته‏ام.
به همان سان كه همه هفته را در انتظار جمعه مانده‏ام.
جمعه ، بوى تو را مى‏دهد.
جمعه  اميد را پررنگتر از هر زمان در دلم زنده مى‏كند.
جمعه كه مى‏رود، غمى ديگر در دلم چنگ مى‏اندازد.
غروب جمعه كه فرا مى‏رسد ، پشت همه درختها مى‏شكند.
اى همه خوبى!
وقتى كه مى‏رفتى، گفتى كه آسمان فرا رسيدنت را خبر خواهد داد

و مكه ،جايى است كه تو را به من و مرا به تو مى‏رساند.
از آن روز ، هر صبح و شام رو به سوى مكه آورده‏ام.
شايد نگاهم به كعبه ، يادآور روزى باشد كه تو خواهى آمد.
مكه نام تو را و خاطره زيبايت را در دلم زنده مى‏كند.
وه كه چقدر كعبه را دوست دارم.
كعبه را كه پشت تو را محكم می دارد

روزى كه خواهى آمد.

و فریاد سر خواهی داد :

انا بقیت الله

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 16:9  توسط سلاله  | 

روزگار نو

 

       روزها بگذشت و تقويم زمان تكميل شد      

  سالمان با صوت حول حالنا تحويل شد

 

  باز هم بر ما - به خاك افتادگان درگهت-  

صبح غمگيني بدون حضرتت تحميل شد!

 ...

 اي بهار محض بي روي تو در دنياي ما   

 هر چه روييد از زمين تنديسي از قابيل شد...

 

 

 

بهاران ، از کجاست که روح روئیدن و سبز شدن

 ناگاه در تن خاک مرده پیدا می آید

و از کجاست که روح شکفتن

 نا گاه از تن چوب خشک چندین برگهای سبز

 و شکوفه های سفید و آبی و زرد و سرخ بر می آورد ؟

بهاران ، رازدار رستاخیز پس از مرگ است

و قبرستانها  ، مزارعی هستند که در آنها ، بذر مردگان افشانده اند ،

 و جسم تا نمیرد کجا رستاخیز پذیرد ؟

با بهاران روزی نو می رسد

 و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو

اکنون که جهان و جهانیان مرده اند

آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟

و " یحیی الارض بعد موتها "

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:23  توسط سلاله  |