تبليغاتX
سلاله النبی

سلاله النبی

آه می کشم تو را با تمام انتظار ×××پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار

فصل عاشقی

          

کدام تاریخ وصل و هجران ، کدام منظومه عشق و حرمان و کدامین کتاب محبت و فراق، چنین جذبه و ناز و چنین راز و نیازی را در داستان محب و محبوب سراغ دارد که هزار و اندی سال ادامه داشته باشد .

ای سلاله زهرا !

 در فصل عاشقی ، صدایی آمدنت را وعده داد .

صدا  طنین گرمی داشت ، گرمی مهر ربانی و صلابت عدل خداوندی

و ما در این هزاره فراق ، هر چه استقامت ، از اين صدا گرفتيم و هر چه تحمل ، از اين نوا بهره جستیم .

       در عرصه ترک تازی سپاه سیاه ظلمت و در زمانه رواج ضلالت، تاب مى آورديم كه شكنج زلف تو را مى ديديم .

غایب همیشه حاضرم !

       نگاهمان به برق نگاه تو بود و گوشمان به صدای گامهای آمدنت .

باور آمدنت مرهمى بر زخمهاى نو به نومان بود و دردها همه از آن رو تاب آوردنى بود كه تو آمدنى بودى .

تخم صبر در خاک انتظار کاشتیم و در هرم خورشید تو به بال و پر نشستیم .

ای خورشید منظومه هستی !

سنگينى بار انتظار بر پشت ما ، سنگينى يك سال و دو سال نيست سنگينى يك قرن و دو قرن هم نيست.

ای صبور !

شب انتظار و فصل فراق ما را وسعتى است از زمانه هابيل تا كنون

و قصه عاشقی ما ادامه خواهد داشت تا برخاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان و آوردن مژده ظهورتو

و پس از آن ، در رکابت ، فصل سبز هستی را بر سینه سطور تاریخ رقم خواهیم زد .

...

و  در این غروب جمعه ...

مولا!

صدایی آمدنت را وعده می دهد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 19:10  توسط سلاله  | 

انتظار ...

 

 

اگر تو  یک نظر ، بر این گدا کنی چه می شود

به یک کرشمه درد من دوا کنی چه می شود

نشسته ام به درگهت ، امید لطف دارمت

جوار حضرتت اگر ، عطا کنی چه می شود

روز و شبم به فکر تو ، ذکر لبم ثنای تو

تو پاسخ سلام من ، ادا کنی چه می شود *

 

السلام علیک بجوامع السلام

 

تا کی درانتظار گذاری به زاریم

 

آقای من !

تیره شب غیبت به درازا کشید .

دریای سیاه زندگی سراسر گرداب و توفان شد .

سبز دشت انسانیت کویری خشک و سوزان گشت

و منتظرانت همچنان تو را می جویند .

ای موعود ، ای منجی ، ای محبوب ، ای قائم منتقم

بیا و ختم کن به چشمهایم انتظار را

 

 

·          پی نوشت :

                             بخشی از  یک غزل -  اهواز 1375

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:0  توسط سلاله  | 

آیه روشنی

 

 

 فرزندم مهدی !

بدان که دلهای مردم با اخلاص و طاعت پیشه بسان پرنده ای که به سوی آشیانه پر می کشد ، مشتاقانه و بیتابانه راهی کوی تواند

                                                                           امام حسن عسکری ( علیه اسلام )

  

 

سلام بر تو و آن لحظه ای که به روی زمين و زمان لبخند زدی و شکوفا شدی و حلقه عارفان و شيفتگان حق را کامل کردی و نويد آخرين سفير صلح را از خانه خود به گوش جهانيان زمزمه کردی.
جهان در انتظار فرزند صالح تو به خود می پيچد
 و تو آمدی که جهانی را از تب سوزان انتظار با

مژده فرزندت مهدی اميد دهی.
تو زيباترين آيه روشنی! تو خوش آهنگ ترين نغمه آزادی هستی! تو نيکو ترين خلق پسنديده ای!
سلام بر تو که پدر همه چشم ها و چشمه های انتظاری!
تو  آن زيباترينی که در سپيده دمی روشن به خاک مفهومی آسمانی بخشيدی.

تو آن درخشنده ترينی که خورشيد بر افق دوردست نگاهت به سجده طلوع کرد.

تو آن توفنده ترينی که دريا در بی کرانه سينه ات پهلو گرفت و آسمان در وسعت دستانت متولد شد.
سلام بر همه آدينه هایی که در تمنای چشم های منتظر، نام فرزند تو را زمزمه کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 1:30  توسط سلاله  |