........حجله ی چشمانمان را باعشق تو آذین بسته ایم
ونیمه ی شعبان را که نه ....
بلکه تمامی جمعه ها برای ما نیمه شعبان توست
همه را پاس میداریم..
اما چه کنیم ؟
چلچراغ دیدگانمان در ظهور سپیده دم انتظار
هنوز روشن است لیک..
سوسویی بیش از آن نمانده است
در آمدنت شکی نداریم
از نبودنمان در آن زمان ...شاید...
دلتنگیم
ابا صالح جان.چرا چلچراغ؟
صادقانه بگویم هرچند که منتظر واقعی نبوده ام
اما اگر از فردای تولدت را تا چهل روز برتقویم روزگار شماره کنی
می بینی که جمعه است.
عجب حسن تصادفی ... نه ..عجب تقدیر زیبایی...
در سال ۶۰ در چنان روزی در عملیات غرورآفرین ثامن ائمه (َع)یاران تو عاشقانه جان باختند تااینکه.......
حصر آبادان را شکستند ورفتند.
یادشان بخیر آقاجان.
ما فقط دست ودلمان به شما میرسد
ترا بجان مادرت زهراء(س) هرکدام از آن یاران را که دیدی سلام ما را برسان.
در این شب سیاهم گم گشته راه مقصود
از گوشه ای برون آی .ای کوکب هدایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند ازاین ولایت.

سالروز ولادت مهدی موعود(عج)برصابران ظهور خجسته باد
اللهم صل علی محمد وآل محمد. ملتمس دعا
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 9:49  توسط
|
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
مشهد برای عشق شروعی مجدد است

ان شاء الله در مشهد الرضا و در شب ولادت با سعادت حضرت ولی عصر ( ارواحنا لتراب مقدمه الفدا )
دعا گوی دوستان خواهم بود .
پ.ن .۱- پیشاپیش تبریک مرا پذیرا باشید .
پ.ن.۲- تقدیم به ساحت مولایمان حضرت حجه ابن الحسن ( عج)
آه ای چشم تو فانوس بیابان زدگان ساحل امن تو آرامش توفان زدگان
کیستی آینه گم شده در وهم غبار کیستی ای شبح شب رو مهتاب سوار
ای که بر هر گذری عشق به دریوزه توست لب ما تشنه آبی است که درکوزه توست
ما جگر سوخته آتش آهیم بیا دیر گاهی است تو را چشم به راهیم بیا
هر شب از کوچه صدای قدمت می آید اشکم از دیده به پابوس غمت می آید
صبح در اینه اما خبری نیست که نیست از تو بر گونه خشکم اثری نیست که نیست
جام می از لب نوشین تو پر خواهد شد تو گلو تازه کنی حرمله حر خواهد شد
خوب من ای دور تر از دسترسم تو زمن دوری و من با تو نفس در نفسم
بی تو منصوردلم را به چه داری بکشم پای در دامن سبز چه بهاری بکشم
بگذار آینه ام غرق نگاهت باشد نقطه عطف دلم خال سیاهت باشد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 16:49  توسط سلاله
|

نگراني پدرانه ي پيامبر(ص)براي انسان درسخنانش آشكار وهويداست. واينكه اوبراي فرزندان آدم ازچه چيزهايي بيم داشته است ولغزش هاي آنان رادرچه چيزهايي مي ديده است.پيامبرانسان عادي نبودوآنچه مي دانست ازطريق معمول بدست نياورده بود.اوپيش هيچ انساني شاگردي نكردوازهيچ كتابي چيزي نياموخت.پيامبرباآسمان پيوند داشت وهرچه مي دانست ازآنجا بود.ذات انسان راشهودكرده بودوحقيقت جهان راازپس حجاب ها به عيان مي ديد.
ماراهي براي رسيدن به آنچه پيامبرمي دانست نداريم جزسخنان خوداو.تجربه ي اوتكرارنمي پذيريد وكسي به جاييكه اورفت وآمدداشت راه نمي يابد.اوهمچون سخنانش ساده بود.جاه ومقامي ويژه براي خودنمي شناخت.برزمين مي نشست.؛پيش بردگان وتنگدستان..مسلماني رافقط نمازگزاردن نمي دانست.به دينداري تظاهرنميكرد.وپرچم بردرخانه ي خويش نمي آويخت.برنظم اجتماعي تاكيدتمام داشت.عهدوپيمان رابسياراحترام ميكرد.بي عهدي وكلاهبرداري وفريبكاري را عين كفرمي دانست.
مي گفت : اگركسي مال مسلماني رابفريب ببرد؛ ازمانيست.بيش تر ازآنكه مردم رابه عبادت فرابخواند؛به ياري همديگرفراميخواند.مي گفت :اگرمعامله كرديدوخريدارمال راپس آورد؛بگيريدوآزاراش مدهيد.اگرقول داديدوفاكنيد.براي اهل خودخرج كنيد كه اين ؛ گونه اي صدقه است.مالتان راانبارمكنيد.با آن زندگي كنيد؛بخوريد وبياشاميد.بامردم مدارا كنيد.اگرخطايي كردند بگذريد.به همديگردشنام مدهيدوكسي راتمسخرمكنيد.
اونگفت:..... اگرمرادوست بداريدمجازيد به ديگران ستم كنيدومي توانيدحق ديگران رابخوريد.
اونگفت:... اگراهل بيت مرادوست بداريد؛لازم نيست به نظم اجتماع تن دهيد.
اونگفت...:برمساجدبلندگو بيآويزيد .ميگفت :هركس مسلماني رابيازآردازمانيست.ميگفت :بجزنمازهاي واجب تامي توانيددرخلوت عبادت كنيدوبراي ديگران مزاحمت فراهم مكنيد.ميگفت : رسم ورسوم به دين من اضافه مكنيد وبه همين عمل كنيد.ميگفت:با ستمگران حتي راه هم مرويد. ازنفرين ستمديدگان بترسيد.ميگفت : اگرحتي گنجشكي رابه ناحق بكشيد؛خداحق اوراازشما مي ستاند.
اواينچنين بودوازما اينچنين مي خواست. نه فلسفه ميگفت كه نفهميم ونه ازما كارهايي مي خواست كه نتوانيم. اگر مي خواهيم محمدي باشيم بايد چنين باشيم كه او ميگفت..
سالروز شكسته شدن سكوت پر رمز وراز حراء با طنين اقراء باسم ربك الذي خلق بر سلاله ي پاك پیامبر حضرت مهدي (روحي لتراب مقدمه الفداء) وبر صابران ظهور حضرت مبارك باد.
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:10  توسط
|