وانشُر عَلَينَا رَحمَتَکَ...
اشکم که ز غم سرشته باران
باران برِ من ببار باران
از او خبری بیار باران

برنامه ریزی برای منابع و مصارف سال آبی جدید( آبانماه ) ، عنوان جلسه ای بود که چند روز قبل در استانداری داشتیم ، بعد از کلی بحث از میزان بارش باران و ذخیره سد ها و پیش بینی های علمی و غیر علمی میزان مشخصی به عنوان منابع آبی قابل برنامه ریزی تعیین گردید. نوبت به بخش مصارف که رسید ، تنها بخش کشاورزی ( ۸۵٪ کل مصارف) میزان ۴ میلیارد متر مکعب بیش از کل منابع تعریف شده اعلام نیاز کرد ، از آب شرب و مصرف صنعتی و نیاز نیروگاههای برق ابی هم بگذریم ( که البته امسال علی القاعده از مدار تولید خارج خواهند شد و بالتبع ضرورت شعار لامپ اضافه خاموش ) داستان همیشگی و تکراری و صد البته بی نتیجه ضرورت افزایش راندمان کشت در هکتار و لزوم استفاده از آبیاری قطره ای و مصارف غیر مجاز کشاورزان و دعواهای کارشناسی و غیر کارشناسی نیز نمک مجلس بود و دست آخر همه مستاصل و درمانده از تطبیق منابع و مصارف که بالاخره اولویت باآب شرب است یا کشاورزان خسارت دیده از فصل زراعی قبل یا صنعت یا ... یا ...یا ...
نگاه من اما به آسمان است و کلام امیر مومنان ( علیه السلام ) زمزمه لبهایم که :
خدايا! رحمت خود را با ابر ِ پر باران، و بهار ِ پر آب، و گياهانِ خوش منظر شاداب، بر ما نازل فرما؛ باراني درشت قطره، بر ما فرو فرست، که مردگان را زنده، و آنچه از دستِ ما رفته به ما باز گرداند. خدايا! ما را با باراني سيراب کن که زنده کننده، سيراب سازنده، فراگير و به همه جا رونده، پاکيزه و با برکت، گوارا و پر نعمت، گياهِ آن بسيار، شاخه هاي آن به بار نشسته و برگ هايش تازه و آبدار باشد، تا با چنان باراني بنده ي ناتوان را توان بخشي، و شهرهاي مرده ات را زنده سازي... (خطبه ۱۱۵نهج البلاغه)

و بالاخره امروز باران باريد . در سوگ صادق آل محمد ( عليهم السلام ) آسمان اشك ريز بود يا در تشييع پيكر پاك شهيدان نمي دانم . اما هر چه بود همانطور كه زندگي و حياتشان سراسر رحمت و بركت بود وداعشان نيز تداومي بود از " سجيتكم الكرم" آنان .
اللهم احشرنا معهم

دیریست دلم گرفته باران
اشکم که ز غم سرشته باران
چندیست "اسیر دست اویم"
بر لوح دلم نوشته باران!
باران! دل من چو راز دارد،
از او طلب نیاز دارد،
باران به دلم غمی نشسته
من بال و پرم. ولی شکسته!
باران مه من چه حال دارد؟؟؟
این دل ز تو هم سوال دارد!
باران برِ من ببار باران
از او خبری بیار باران
آه ای دل ناصبور، صبری
آرام بمان، قرار قدری...

