تبليغاتX
سلاله النبی
سلاله النبی
آه می کشم تو را با تمام انتظار ×××پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار
 

 يك خدا حافظي ساده  و اين همه سال انتظارِ ديدار دوباره !؟

 يادت هست روز آخر ... قبل از وداع را  !؟

 با اون روپوش سبز چه زيبا و ملكوتي شده بودي !

داخل شبستان مسجد با هم سرود ميخونديم

 تو تكخون گروه بودي  : گلبرگ سرخ لاله ها ، در كوچه هاي شهر ما ، بوي شهادت ميدهند .

سالها  از آن روز مي گذرد و ما همچنان منتظر! ... خبري ... استخواني ... پلاكي ... نشانه ای ...

كجا ...؟

در كدامين دشت ...؟  كدامين كانال...؟ كدام خاكريز ...؟

در كدام معبر راه به آسمان بردي ؟

حسين عزيز ...

دوباره تو را خواهم دید ؟ 

برای حسین اسفرجانی - دوست مفقود الاثرم

پی نوشت :

۱- خدا خیر دهد صاحب این وبلاگ را که دیدن این عکس او مرا به این حال و هوا برد .

۲- نوشتن کامنت برای این پست فقط مخصوص تو باشد . راهش را که میدانی !؟

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388 توسط سلاله |

... خون دلها خورده ايم

نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مهر 1388 توسط سلاله |
قالب وبلاگ