تبليغاتX
سلاله النبی

سلاله النبی

آه می کشم تو را با تمام انتظار ×××پر شکوفه کن مرا ای کرامت بهار

حوالی بساط شیطان

امام علي عليه السلام مي فرمايند:

 اي بندگان خدا، از دشمن خدا پرهيز کنيد، مبادا شما را به بيماري خود مبتلا سازد و با نداي خود شما را به حرکت درآورد و با لشکرهاي پياده و سواره خود بر شما بتازند! به جانم سوگند شيطان تير خطرناکي براي شکار شما به چلّه کمان گذارده و تا حدّ توان کشيده و از نزديکترين مکان شما را هدف قرار داده است... پس شيطان بزرگترين مانع براي دينداري و زيانبارترين و آتش افروزترين فرد براي دنياي شماست! شيطان از کساني که دشمن سرسخت شما هستند و براي درهم شکستنشان کمر بسته ايد خطرناکتر است. مردم، آتش خشم خود را بر ضد شيطان بکار گيريد و ارتباط خود را با او قطع کنيد به خدا سوگند شيطان بر اصل و ريشه شما فخر فروخت و بر حسب و نسب شما طعنه زد.( نهج البلاغه -خطبه قاصعه )

در نار و نور می خواندم :

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند.توی بساط همه چیز بود: غرور، حرص، دورغ و خیانت، جاه طلبی و ... هر کس چیزی می خرید و در عوض چیزی می داد.بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان را. بعضی ها ایمانشان را و بعضی دیگر آزادگی شان را.
شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم را می داد. حالم را به هم می زد.دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف بکنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم. نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد. می بینی! آدم ها خودشان دور من جمع شده اند.جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت: البته تو با اینها فرق می کنی. تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می دهد. اینها ساده اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می خرند.
از شیطان بدم می آمد. حرف هایش اما شیرین بود.گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.
ساعت ها کنار بساطش نشستم و تا اینکه چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود .دور از چشم شیطان! آن را توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یه بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمدم و در کوچک جعبه عادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود.جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت.فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم، نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.
آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک هایم که تمام شد، بلند شدم. بلند شدم تا بی دلی ام را با خودم ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همان جا بی اختیار به سجاده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود.

پ. ن۱ :شیطان بخدا عرض کرد :من بر سر راه مستقيم تو در برابر آنها کمين مي کنم، سپس از پيش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ آنها به سراغشان مي روم فرشتگان پرسيدند شيطان از چهار سمت بر انسان مسلط است. پس چگونه انسان نجات مي يابد؟ خداوند فرمود: راه بالا و پايين باز است راه بالا نيايش و راه پايين سجده و بر خاک افتادن است.

پ.ن۲:امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که مردم در راه نافرمانی خداوند عزوجل می روند، پس اگر سواره روند (و در گناه و معصیت تندروی کنند) از سواره نظام شیطانند، و اگر پیاده روند (و در معصیت به آرامی حرکت کنند و اندک اندک گناه انجام دهند) از پیاده نظام ابلیس خواهند بود(بحار الانوار، ج70، ص 357.)

پ.ن۳:اللهم انی اعوذ بک من همزات الشیاطین

پ.ن۴: ماه مبارک رمضان نزدیک است خود را آماده نماییم .

پ.ن۵: این روزها بنا به مناسبتی به شدت با شیطان و شیطان پرستی مرتبطم !!! ...البته مثلا برای تدریس

پ.ن:۶ امان از مشغله کاری و بهانه خدمت به خلق الله و توجیه خود با عبارت : "کار برای خدا عبادت است "که ما را از خلوت با خدا باز داشته است .

پ. ن. ۷: بعد از مدتها این پست طولانی و پر از پی نوشت بماند تا ... خدا می داند آیا باز هم بتوانم بنویسم یا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 23:20  توسط سلاله  | 

باسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما

می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
مشهد، ربیع الثانی 1420

فیلم نماز صبح آیت الله العظمی بهجت رمضان 1382

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 17:49  توسط سلاله  | 

مهرباني خدا

.......روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت .

 فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .

 فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

  " با من بگو از انچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد-

تقديم به تمام آنها كه ندانسته يانتوانسته قضاوت ميكنند...-بازنويسي : مهدي  صابري

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 15:39  توسط مهدی صابری  | 

دلتنگيم آقا

اقاجان ربيع الاول هم آمد

وچشمان ماهنوزدرانتظارنسيم روح نوازوصل تولحظه شماري ميكند

آقاجان ؛ انگارمصائب دنيا تمام ناشدني است

وجهان باهمه بزرگي براي مازنداني بيش نيست.

مشكلاتش خسته امان نكرده آقاجان ؛

ازآدم هايش دلگيريم وخسته

خوشابحال آن مرغان سبكبال عاشق

آن شهداي هميشه شاهد-همكلاسي هايم ؛فرجواني-احمدرضايي و....

آخراي يوسف زهراء!

باآن همه دعا ؛تنهاگلي كه دركوچه هاي اميدماميشكفد

گل انتظاراست

قربان وجودت ؛ به اين انتظارهم راضييم

امازورق شكسسته وكوچك مارادراين طوفان حوادٍث رهايش مكن 

ميدانم ۱۱۶۹ سال است كه منتظر۳۱۳ مردي.

بخدامردشدن چقدرسخت است وزمان مي برد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:54  توسط مهدی صابری  | 

رسول مهربانی و عشق

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

نگراني پدرانه ي پيامبر(ص)براي انسان درسخنانش آشكار  وهويداست. واينكه اوبراي فرزندان آدم ازچه چيزهايي بيم داشته است ولغزش هاي آنان رادرچه چيزهايي مي ديده است.پيامبرانسان عادي نبودوآنچه مي دانست ازطريق معمول بدست نياورده بود.اوپيش هيچ انساني شاگردي نكردوازهيچ كتابي چيزي نياموخت.پيامبرباآسمان پيوند داشت وهرچه مي دانست ازآنجا بود.ذات انسان راشهودكرده بودوحقيقت جهان راازپس حجاب ها به عيان مي ديد.

ماراهي براي رسيدن به آنچه پيامبرمي دانست نداريم جزسخنان خوداو.تجربه ي اوتكرارنمي پذيريد وكسي به جاييكه اورفت وآمدداشت راه نمي يابد.اوهمچون سخنانش ساده بود.جاه ومقامي ويژه براي خودنمي شناخت.برزمين مي نشست.؛پيش بردگان وتنگدستان..مسلماني رافقط نمازگزاردن نمي دانست.به دينداري تظاهرنميكرد.وپرچم بردرخانه ي خويش نمي آويخت.برنظم اجتماعي تاكيدتمام داشت.عهدوپيمان رابسياراحترام ميكرد.بي عهدي وكلاهبرداري وفريبكاري را عين كفرمي دانست.

مي گفت : اگركسي مال مسلماني رابفريب ببرد؛ ازمانيست.بيش تر ازآنكه مردم رابه عبادت فرابخواند؛به ياري همديگرفراميخواند.مي گفت :اگرمعامله كرديدوخريدارمال راپس آورد؛بگيريدوآزاراش مدهيد.اگرقول داديدوفاكنيد.براي اهل خودخرج كنيد كه اين ؛ گونه اي صدقه  است.مالتان راانبارمكنيد.با آن زندگي كنيد؛بخوريد وبياشاميد.بامردم مدارا كنيد.اگرخطايي كردند بگذريد.به همديگردشنام مدهيدوكسي راتمسخرمكنيد.

اونگفت:..... اگرمرادوست بداريدمجازيد به ديگران ستم كنيدومي توانيدحق ديگران رابخوريد.

اونگفت:... اگراهل بيت مرادوست بداريد؛لازم نيست به نظم اجتماع تن دهيد.

اونگفت...:برمساجدبلندگو بيآويزيد .ميگفت :هركس مسلماني رابيازآردازمانيست.ميگفت :بجزنمازهاي واجب تامي توانيددرخلوت عبادت كنيدوبراي ديگران مزاحمت فراهم مكنيد.ميگفت : رسم ورسوم به دين من اضافه مكنيد وبه همين عمل كنيد.ميگفت:با ستمگران حتي راه هم مرويد. ازنفرين ستمديدگان بترسيد.ميگفت : اگرحتي گنجشكي رابه ناحق بكشيد؛خداحق اوراازشما مي ستاند.

اواينچنين بودوازما اينچنين مي خواست. نه فلسفه ميگفت كه نفهميم ونه ازما كارهايي مي خواست كه نتوانيم. اگر مي خواهيم محمدي باشيم بايد چنين باشيم كه او ميگفت..

سالروز شكسته شدن سكوت پر رمز وراز حراء با طنين اقراء باسم ربك الذي خلق بر سلاله ي پاك پیامبر حضرت مهدي (روحي لتراب مقدمه الفداء) وبر صابران ظهور حضرت مبارك باد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:10  توسط   | 

لٍمَن تَوَلی عَلیاً

 

امام باقر ـ علیه السلام ـ به نقل از رسول خدا  ـ صلی الله و علیه واله ـ فرمودند: *

به راستی نسیم نشاط و آسایش و پیروزی و کمک و کامیابی و برکت و آمرزش و خوشی و توانگری و مژده و رضوان و قرب و  تقرب و یاری و تمکن و امیدواری و دوستی از طرف خداوند عزوجل از آن کسی است که پیرو و دوستدار علی باشد و به او اقتدا کند و از دشمنش بیزار باشد و فضل او را بپذیرد و هم فضل اوصیا ء بعد از او را . پس بر من لازم است که آنها را در شفاعت خود آورم و بر پروردگارم  ـ تبارک و تعالی ـ سزاوار است که شفاعت مرا درباره آنها بپذیرد . زیرا آنها پیروان من هستند و هر که پیرو من باشد به راستی که او از من است .

پی نوشت :

۱- تبریک

۲ - این شعر مرا نیز بخوانید (اعتکاف)

* - اصول کافی - ۱۳۷۵ -  انتشارات اسوه - جلد دوم  ص ۱۵۱

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 23:52  توسط سلاله  | 

کوثر آل طاها(س) درکلام فرزندش امام خمینی(ره)

فاطمه زهراء (س) زنی که درحجره ای کوچک وخانه ای محقرِِ انسانهایی را تربیت کردکه نورشان ازبسط خاک تا آن سوی افلاک وازعالم ملک تاآن سوی ملکوت اعلی می درخشند.

تمام ابعادی که برای یک زن وبرای یک انسان متصوراست درفاطمه سلام الله علیها جلوه کرد.ایشان یک زن معمولی نبوده است .یک زن روحانی ـیک زن ملکوتی -یک انسان تمام معناانسان- تمام نسخه انسایت- تمام حقیقت زن-تمام حقیقت انسان. سالروز تولد کوثرآل محمد مادرشیعیان جهان وانتساب آن به همانهاییکه بهشت زیر پایشان است مبارک.(یا فاطر بحق فاطمه عجل لولیک الفرج) 

(صحیفه نور جلد۶ و۱۶)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:17  توسط   | 

روح الله

 ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم             در ره عشق جگر دارتر از صد مردیم

هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را            دور سید علی خامنه ای می گردیم

تبیین شخصیت امام خمینی(ره) از زبان مقام معظم رهبری

براى تبيين شخصيت اماممان - آن انسان والا و آن مسلمان وارسته - بهتر از آن نيست كه به قرآن پناه بريم و او را در لابلاى آيه‏هاى هدايتگر آن، كه به توصيف بندگان صالح خدا پرداخته است، باز جوييم:

او با جهاد و هجرت كه مؤمنان را در حيطه‏ى ولايت الهى قرار مى‏دهد، مصداق: «انّ الّذين امنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فى سبيل اللَّه» شد. او با استقبال از خطر و جان بركف گرفتن در راه خدا، در زمره‏ى كسانى درآمد كه ستايش الهى: «و من النّاس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه» در وصف آنان سروده شده است. او با قيام تاريخيش در راه خدا و تلاش بى‏نظيرش براى اقامه‏ى قسط و عدل و نجات مستضعفان از ظلم و تبعيض، پاسخى افتخارانگيز به نداى: «كونوا قوّامين للَّه» و «كونوا قوّامين بالقسط» داد. او خشم و برائت نسبت به مشركين و كفار عنود، و عطوفت و مودت نسبت به مسلمانان سراسر جهان را مصداق كاملى از: «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم» ساخت. او با مناجات و تهجد و تضرع مخلصانه، در سلك: «عسى ان يبعثك ربّك مقاما محمودا» درآمد. او آمر به معروف و ناهى از منكر و مجاهد فى‏سبيل‏اللَّه بود. او با قطع هر پيوندى كه با پيوند محبت حق و فناى در حق ناسازگار بود، مصداق: «رضى اللَّه عنهم و رضوا عنه اولئك حزب اللَّه الا انّ حزب‏اللَّه هم المفلحون» گرديد.

او با عمرى كه روزها و ساعتها و لحظه‏هايش با مراقبه و محاسبه سپرى مى‏شد، صدها آيه‏ى قرآن را كه در توصيف مخلصين و متقين و صالحين است، مجسم و عينى ساخت. او قرآن را نه فقط در محيط زندگى جامعه و با تشكيل جامعه‏ى اسلامى، بلكه در نفس خود و زندگى خود تحقق بخشيد.

او، آن روح‏اللَّه بود كه با عصا و يد بيضاى موسوى و بيان و فرقان مصطفوى، به نجات مظلومان كمر بست؛ تخت فرعونهاى زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور اميد روشن ساخت. او به انسانها كرامت، و به مؤمنان عزت، و به مسلمانان قوّت و شوكت، و به دنياى مادّى و بى‏روح معنويت، و به جهان اسلام حركت، و به مبارزان و مجاهدان فى‏سبيل‏اللَّه شهامت و شهادت داد.

او بتها را شكست و باورهاى شرك‏آلود را زدود. او به همه فهماند كه انسان كامل شدن، على‏وار زيستن و تا نزديكى مرزهاى عصمت پيش رفتن، افسانه نيست. او به ملتها نيز فهماند كه قوى شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه‏ى سلطه‏گران انداختن، ممكن است. لمعات قرب حق را صاحبان بصيرت در چهره‏ى منور او ديدند و طعم برّ الهى را كه در حيات و ممات بر او مى‏باريد، همه چشيدند. دعاى او مستجاب شد كه مى‏گفت: «الهى لم يزل برّك علىّ ايام حياتى، فلاتقطع برّك عنّى فى مماتى»

با رحلت خود، انقلابى ديگر برپا كرد. ... ده ميليون دل بى‏قرار را بر جنازه‏ى خود گرد آورد و صدها ميليون را در سراسر جهان در غم خود عزادار كرد. همان‏طور كه در زندگيش تختهاى فرعونى را لرزانده بود، با مرگ خود نيز خواب و خيال باطل را از چشم دشمنان ربود.

از اين پس دنيا شاهد شكوفايى روزافزون خمينى كبير خواهد بود. نهالى كه او نشانده و بذرى كه او پاشيده، همان كلمه‏ى طيبه‏يى است كه: «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء تؤتى اكلها كلّ حين باذن ربّها»

بارى، خمينى عزيز ما را كيست كه نشناسد؟ و كيست كه به شايستگى بشناسد؟

اربعین ارتحال امام خمینی 23/04/68 - دهم ذيحجه هزار و چهارصد و نه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:25  توسط سلاله  |