کوفه
كوفه نه يك قطعه از زمين كه يك جغرافياي فرهنگي و كوفي گري يك فرهنگ در دل تاريخ است . عهد بستن و عهد شكستن ، وعده دادن و ميدان تهي كردن ، نفاق و دورويي صفات مردمان اين فرهنگ است و در اين ميان ما نيز اهالي همين فرهنگ و مرام ، ما را نيز عهدي است با خدايمان آنجا كه از ما عهد گرفتند كه :" أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ _ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ " *عهد بستيم كه نه بنده و برده شيطان كه عبد پروردگارمان باشيم كه نشديم و... و بخود آمديم و ديديم كه كوفي شده ايم ، صراط مستيقم و دليل راه را رها كرديم و مولايمان تنها شد ... به تعبير دقيقتر : ما تنها شديم . و امام روزگارمان ماند و ياراني كوفي چون ما و احوال مولايمان به تعبير جد بزرگوارش _ امام علي عليه السلام _ : "صاحب هذاالامر الشريد الطريد الفريد الوحيد" صاحب اين امر، آواره، طردشده، توسط مردم و يگانه و تنهاست! **
آقا! اين همه بىادبى و بىحرمتى، كمتوجهى، كمعنايتى و كماهميتى ما نسبت به خودت را بر ما ببخش! آقاى من! ما را ببخش كه بدجورى اهل كوفه شدهايم!
آقا جان :نگرانيم ، نگران اينکه ما نيز مشمول اين كلام مولا شويم كه هنوز در دل تاریخ می پیچد: افسوس ای کوفیان! شما وسیله ای نیستید که بشود به آن اعتماد کرد و نه یاوران عزیزی که بتوان به دامن آنها چنگ زد! شما بد نیروهایی در افروختن آتش جنگ هستید، نفرین بر شما. چقدر از دست شما ناراحتی کشیدم...."***
يا ايها العزيز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعُه مزجاه فوف لنا الكيل و تصدق علينا انّ الله يجزى لمتصدقين.
پ. ن 1 :
· * سوره يس آيات 60 و61
· ** (بحارالانوار / ج 51 ص 120)
· *** نهج البلاغه (خطبه 125)
پ.ن 2: اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
